رد کردن لینک ها

چه عواملی بر وابستگی برند موثر است؟

خصوصيات محصول:

اين بخش به خصوصيات محصول اشاره دارد. خصوصياتي كه با مزاياي منطقي محصول در ارتباط هستند. براي مثال، خصوصيت ماشين ولوو، دوام و ماندگاري آن است. مشابه آن، خصوصيات شامپو ايمني آن براي استفاده روزمره است. بازارياب بايد خصوصياتي را كه براي بخش هاي اصلي داراي اهميت هستند، تشخيص داده كه پيش از اين نيز توسط رقبا ارائه نشده باشد(براي مثال، خصوصيات و يا خدماتي كه چيزي بهتر و متفاوت ارائه مي دهند). برخي مواقع تشخيص برآورده نشدن مشكل مشتري باعث ايجاد خصوصيتي مي شود كه قبلا توسط رقبا ناديده گرفته شده است(Aaker,1991). در عوض، نيازهاي برآورده نشده، از نظر استراتژيكي داراي اهميت زياد هستند، زيرا ارائه دهنده فرصت هايي مي باشند كه براي شرکت ها جنبش هاي مهم در بازار تلقي مي شوند.

استفاده ها/ كاربردها

يك بازارياب مي تواند با استفاده ويژه از كاربردها، وابستگي به برند را ايجاد كند. براي مثال، قهوه را مي توان در ارتباط با دوستان خوب در يك محيط اجتماعي گرم وصمیمی ارائه داد(Glen, et al, 1984).

كاربر و مشتري

يكي ديگر از راه هايي كه برند با نوع كاربر و مشتري وابستگي پيدا مي كند، تشخيص برند درارتباط با هدف مورد نظر است. براي مثال، برند مي توان با افرادي كه به كنترل وزن (استفاده از يك داروي جديد)تمايل دارند، مرتبط باشد.

شهرت و معروفيت

اين افراد هستند كه بر يك برند صحه مي گذارند. ارتباط دادن شهرت با برند مي تواند وابستگي هايي نظير اعتبار، قدرت، كارايي، و غیره را انتقال دهد. ميزاني كه يك وابستگي با شهرت در ارتباط است تا حد زيادي به چگونگي اعتبار آن از نظر شخص استفاده كننده بستگي دارد. به خصوص زماني كه منبع متقاعد كننده است و زماني كه مخاطبان آن را با اعتبار بيشتري در نظر مي گيرند، اين حالت بيشتر ايجاد مي شود (دلوزیر،1976). به عبارت ديگر، يك شخص نيازي به معتبر بودن ندارد، اما اين به شكلي است كه مصرف كننده در مورد او تصور مي كند.

شيوه زندگي/ شخصيت

برند را مي توان به عنوان يك شخص تلقي كرد. مانند يك شخص، برند مي تواند به عنوان يك موجود تلقي شود كه قابل اعتماد، فعال و جوان است(Aaker,1996). يك برند از نظر شخصيتي ممكن است در ارائه خصوصيات محصول و مزيت هاي ديگر، كمك كننده باشد. مشابه با اين موضوع، برند مي تواند مزيتي خود بيان كننده ايجاد كند كه وسيله اي براي مشتريان در جهت بيان شخصيت خود باشد.

رقبا:

يك شرکت جايگاه برند خود را با استفاده از خصوصيات سازماني مانند خلاقيت، پیشرو در جهت كيفيت و محيط  تعيين مي كند. يك شرکت مي تواند جايگاه برند خود را با توجه به رقيب مشخص كند. برخي مواقع اهميت ندارد كه مشتري تا چه حد در مورد يك برند احساس خوبي دارد، بلكه تفكر در اين مورد كه برند مورد نظر از برند ديگر رقبا بهتر است، حائز اهميت است. درحالي كه اين وابستگي برند همراه با تبليغات رقابتي خواهد بود، اين كار معمولا در برخي كشورها مجاز نمي باشد(Cateora, 1996).

كشور خاستگاه

يكي از عقايد استراتژيك كه بازارياب بايد انجام دهد، ارتباط دادن يك برند با يك كشور است. كشور خاستگاه اغلب بر ادراك بازار در مورد يك محصول چه به صورت مثبت و چه به صورت منفي تاثير گذار خواهد بود. کاتورا (1996) بيان مي كند كه كمپاني هايي كه در بازار جهاني رقابت مي كنند، ممكن است محصولاتي در سطح جهاني توليد كنند و زماني كه مشتريان از كشور خاستگاه محصول آگاه مي شوند، اين امكان وجود دارد كه محل توليد محصول بر تصور از برند مورد نظر تاثير گذار باشد. اين تاثير ممكن است اعتبار محصول را افزايش و يا كاهش دهد.

به گفتگو بپیوندید

بازگشت به بالای صفحه