رد کردن لینک ها

اهمیت رنگ در تبلیغات و بازاریابی

اهمیت رنگ در صنعت

بازاریابان بایستی رنگ محصولاتشان را مورد توجه قرار دهند، رنگ بسته بندی و هر رنگ را که مربوط به محصولات در تبلیغات می شود، به عنوان بخشی از استراتژی بازاریابی خود تحت نظر داشته باشند. این عوامل تحت کنترل بازاریاب است.

صنعت به تدریج در می یابد که رنگ باید رلی اسانس تر در فرایند طراحی تا تولید، بازی کند، مردم نیز با احساس نیاز شدیدتری نکته سنج و باریک بین شده اند، به گونه ای که رنگ را در قالب طراحی محصول می بینند این بیداری عمومی، جوی را می سازد که در روند طراحی تا فروش احساس می شود و در شیوه انتخاب خریدار تأثیر می گذارد.اگر به سیر تکاملی شرکت ها نگاه کنیم مراحل زیر را در آن خواهیم دید:

  • مرحله داد و ستد
  • تمایز کالا
  • خدمات مشتریان
  • قسمت بندی بازار مشتری
  • مرحله پایگاه اطلاعاتی مشتری منفرد

همان طور که در این مسیر مشاهده می کنید جهت گیری ها کم کم در مسیر تکامل به سمت مشتری منفرد سوق یافته و شناخت کامل او در راس قرار گرفته است.

اکثر مزیت های رقابتی ناشی از احساس است، در واقع در این اصل به سازمان ها توصیه می شود که اگر در عصری که فناوری آن را هدایت می کند خواهان پیشی گرفتن از رقبا هستند باید به جای فکر از احساس مدد بگیرند.

معنای رنگ برای مصرف کننده کالا

رنگ ها در واقع امواج الکترومغناطیس پرانرژی با طول موج های قابل رویت هستند سلولهایی مخروطی شکل که در شبکیه چشم قرار دارند این امواج را به رنگ قابل تشخیص در ذهن تبدیل می کنند. این سلول ها به سه دسته تقسیم می شوند. گروهی برای تحریک شدن توسط رنگ آبی، گروهی برای رنگ سبز و گروهی دیگر برای رنگ قرمز، میزان یا شدت تحریک هر یک از آنها در آن واحد می تواند رنگ های مختلفی را در ذهن ما تداعی کند.

رنگ سبز یشمی که معمولاً در بسیاری از مصرف کنندگان باعث زنده شدن خاطرات مربوط به سنت ها و وابستگی ها می شوند به یک کمپانی تولید کمک کرد تا کت و شلوارهای زیادی را با پارچه هایی به این رنگ ها به فروش برساند.

در قسمت تصاویر حسی که شامل تصویر، صدا، بو و حتی حس های لمسی بدنی هستند،
می توانند آن قدر بر واقعی بودن یادآوری بیافزایند که فرایند بازیابی خاطره با شدتی حیرت انگیز اتفاق بیافتد.

در حدود ۶۲ تا ۹۰ درصد از ارزیابی ها فقط براساس رنگ می باشد اما همچنین اثر مد، احساس منفی یا مثبت عوامل دیگر بر محصول می تواند اثر داشته باشد رنگ و مد ثابت نیستند و رنگ در چارچوب دادن به توجه نقش دارد.

یافته های مدیریت در مورد استفاده از رنگ باعث افزایش یا کاهش تقاضا، افزایش مد، آرامش مشتریان و کاهش زمان انتظار می شود.

فرآیند تصمیم گیری مشتری ۲ قسمت می باشد: خود فرایند و عوامل موثر در فرایند، فرایند تصمیم گیری ۶ مرحله دارد: انگیزش، آگاهی از مشکلات، جستجوی اطلاعات، ارزیابی جایگزین ها، خرید، رفتار پس از خرید.

عوامل اثر گذار در فرآیند، جمعیت شناختی و چرخه ی زندگی مشتری می باشد که با مطالعه ی این امر می توان شخصیت و نیازهای او را تعیین کرد. تعیین جمعیت شناختی راحتتر و قابل اندازه گیری می باشد منظور از چرخه ی زندگی راه هایی است که مشتری زمان و پول را صرف می کند.این اطلاعات از رفتار مصرف کننده و انتخاب او که چه چیز، کجا، چگونه و از چه کسی کالا یا خدمات را خرید می کند لازم می باشد.

تأثیر رنگ در انتخاب برند در تعدادی از تحقیقات تشخیص داده شده است. گزارش شده که رنگ یکی از موارد انگیزاننده در انتخاب برند می باشد.

ترجیحات رنگ برای محصولات پراهمیت و کم اهمیت

محصول بسیار ضروری برای یک مصرف کننده محصولی است که خرید آن برای مصرف کننده بسیار لازم است و احتمالاً تصمیم خرید آن نیز با دقت فراوان اخذ می شود این نوع محصولات توجه قابل ملاحظه ای را در رفتار مصرف کننده سبب می شوند، زیرا تصمیم گیری برای خرید آنها کاملاً متفاوت از محصولات کم اهمیت است. مصرف کننده در خرید این نوع محصولات علاوه بر دقت و توجه، زمان بیشتری را صرف ارزیابی راهکارهای مختلف می کنند.

محققان معتقدند کهتصمیم به خرید چنین محصولاتی مستلزم یک واکنش هیجانی و نیز هزاران عامل دیگر است که نقش مهمی در خرید ایفا می کنند بر عکس تصمیم گیری برای خرید محصولات کم اهمیت به صورت خودکار انجام می گیرد اغلب برای تصمیم گیری در مورد محصولات کم اهمیت عوامل ساده ای نقش دارند که به اطلاعات خیلی زیادی نیاز ندارند، بنابراین نقش رنگ در تصمیم گیری برای خرید محصولات بسیار ضروری، بیشتر از محصولات کم اهمیت است بر این اساس احتمالاً رنگ های محصولات ضروری، بهتر از رنگ محصولات کم اهمیت به خاطر سپرده می شوند در نتیجه استفاده از رنگ های استاندارد برای این نوع محصولات توصیه می شود.

گزینش رنگ متناسب با محصول

عواملی از قبیل صدا، سایز، شکل و رنگ می توانند به جلب توجه و خلق احساسات کمک کنند که احتمال خرید را افزایش دهند.یک فاکتور کلیدی در گزینش رنگ، بررسی بازار است تحقیق و بررسی بازار که شامل رنگ هم می شود در فروش محصول به کار می آید. مشتریان، تولید کنندگان، تیم های بازاریابی و فروش و هم مصرف کنندگان یا استفاده کنندگان مخاطب آن هستند. بازاریابی پدیده ای واکنش پذیر و نه واکنش زاست و با جمع آوری و پردازش اطلاعات حاصل از خرید مردم که براساس پاسخ های آنها به پالت های رنگی موجود صورت می پذیرد انجام می شود.

در روانشناسی رنگ ها به خلوص آنها توجه می شود مثلاً توصیه می شود که تون میانی رنگ انتخاب شود، زیرا تون روشن یا تیره رنگ ها تأثیر مطلوب را نخواهد داشت.

در برخی از تولیدات صنعتی رعایت اصول طراحی فرم کلی و رنگ انتخابی، از محصولات هم خانواده و هم رده آن محصول تبعیت می نماید و ضروری است تا طرحی با رنگی خاص پیشنهاد گردد که میل خرید را در جهت خرید کالا به عنوان کالای تکمیلی ابزار مصرفی یا کالای خریداری شده از قبل تحریک نموده و همگن بودن وسیله را بیان نماید. بازاریاب ها به بخش اجرایی برای تعیین رنگ محصولات، مشاوره می دهند رنگی که به نظر بیاید و مشتری آن را درک کند.

هرگز یک ته مایه ی قرمز رنگ روی پلاستیک اثر همین رنگ روی پارچه را نخواهد داشت حتی اگر آن رنگ سایه های یکسان و یکنواختی را پدیدار سازد و حتی بر سطح براق و صاف فلزی اعمال شود. مسلماً اثرات کاملاً متفاوتی را نسبت به زمانی که رنگ ریشه های یک فرش را تشکیل می دهد القا خواهد کرد.

اگرچه تفاوت های بسیار و آشکار فرهنگی، سیاسی و مالی بین کشورها و قاره های جهان، مشکلات عدیده ای را به همراه می آورد ولی توانایی دسترسی قریب الوقوع بین المللی، گونه ای از طراحی جهان و درون جهان را نوید می دهد تا واکمن سونی بتواند در سرتاسر گیتی بدون اندکی تغییر رنگ یا طراحی به فروش چشمگیری برسد.

علاوه بر گزینش رنگ با نورپردازی می توان تأثیر روانی مثبتی را فراهم کرد به عنوان مثال زیر نور قرمز زمان به آرامی و زیر نور اندکی زمان سریعتر می گذرد.

به گفتگو بپیوندید

بازگشت به بالای صفحه